آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ...
102
بسم الله الرحمن الرحیماومدیم شمال ، مازندران ، ساری ... گوش شیطونکر خیلی زیاد داره خوش میگذره . البته من ته دلم برای ص غمگین هست ولی خب چ میشه کرد . حالا من هزار بار اومدم شمال اما ب خاطر اینک هیدروفوبیا هستم هیچ موقع تو آب نمیرفتم و کنار آب می ایستادم و تماشا میکردم نهایتا هم یکمی پاهام ب آب میخورد ، دیشب ک لب آب بودیم یکمی پاهام تو آب بود برادرم یهو آب پاشید روم . بعد. یهو دستمو کشید منو برد تو آب ، حالا ساعت ده شب منم وسط آب . آنقدر میترسیدم ک جیغ و خنده ام باهم قاطی شده بود ، ولی خب برادرم لحظه ای از کنارم تکون نخورد منم
برچسب: نویسنده: سپیده اکبرینژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ...
105
نوشتن بعضی چیزا ب اندازه همه دنیا انرژی میخواد ، همون مدلی ک گفتنش انرژی میخواد ، اون شبی ک داعش حمله کرد ، همون روزی ک من تو بیمارستان س و ص رو باهم دیدم ، س شب تو خوابگاه منو برد پشت بوم ، ی قسمتی ک ممنوع بود ، رفتیم اونجا نشستیم و س برام از دل احساسش و چیزی ک قبلا گذشته بود تعریف کرد ، همون اولش و دیگ ادامه نداد ، همون اولش انقدر سنگین و سخت بود انقدر نفسگیر بود ک من گریه میکردم ، خودش هم گریه میکرد . همه اینا رو ب من گفت تا من بشم منطقی مثل خودش اذیت نشم . دوست داشتن ص رو کنترل کنم ، نرسم ب جایی ک فقط بخوام دوستش داشته باش
برچسب: نویسنده: سپیده اکبرینژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57
برچسب: نویسنده: سپیده اکبرینژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57
برچسب: نویسنده: سپیده اکبرینژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57
About
اسمم لبخنده (:نظرات تایید نمیشن . میخونمشون و تو وبلاگ خودتون جواب میدم ...
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ...
109
یکشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۲۲ | 22:24 | (: لبــــــــــــخند :) |
آنلاین شدم و کانالم رو پاک کردم .
بعد پست هایی ک دوستشون داشتم اینجا کپی کردم .
برچسب: نویسنده: سپیده اکبرینژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57
برچسب: نویسنده: سپیده اکبرینژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57
برچسب: نویسنده: سپیده اکبرینژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57